نامه هایی به یک نویسنده جوان/ بارگاس یوسا

افسانه احمدی

خوشنودم که مرا به طرح بحث ساختار رمان ترغیب کردید، چهارچوبه‌ای که همۀ توازن و حیات درونی داستان‌هایی که مبهوت‌مان می‌سازند و نیز فریبایی عظیم‌شان که آن‌ها را در نظرمان چون قادری مطلق: خودزا و خوداتکا می‌نمایند، در خود جای می‌دهد. اما حالا می‌دانیم که فقط این طور به نظر می‌آیند و در اساس این گونه نیستند بلکه به لطف افسونِ متن و ساخت زیرکانه‌شان این توهم را به ما تسری می‌دهند. ما پیش از این با هم درباره سبک روایتی صحبت کردیم. اکنون باید به سازمان عناصر تشکیل‌دهنده رمان و نیز تکنیک‌هایی که رمان‌نویس برای بخشیدن قدرت تلقین به ساخته خویش به خدمت‌شان می‌گیرد، نظری بیاندازیم ...ادامه مطلب

 

/ 0 نظر / 18 بازدید