یادداشتی درباره پیدایش راویان غیرانسان و امکانات فرمی آن‌ها

مصطفی علیزاده

داستان‌های بسیاری را خوانده‌ایم که راویانشان، غیرمتعارف یا به عبارتی شگفت بوده‌اند. مثلاً راوی داستان، سگی یا اسبی یا قاب عکسی یا عروسکی یا مرده‌ای بوده است. روایت گر داستان«پژوهش های یک سگ» کافکا، یک سگ است و رمان «دل سگ» میخائیل بولگاکف هم با روایت یک سگ آغاز می‌شود. داستان «گزارشی به فرهنگستان» کافکا، از زبان یک میمون روایت می شود. راوی داستان «چشم‌های دگمه‌ای من»، اثر بیژن نجدی، یک عروسک است. و اورهان پاموک فصل‌هایی از رمان درخشانش، «نام من سرخ» را از زبان اشیا و حیوانات روایت کرده است. در روزگار ما، گاه دیده می‌شود که نویسندگان، چه جوان و نوقلم و چه کهنه‌کار، روایت داستان خود را به راویان غیرمتعارف می‌سپارند. بخش عمده این راویان غیرمتعارف، مردگان هستند و بخش کمتر، راویان غیرانسان شامل حیوانات، اشیا. و حتی ممکن است فرشته یا شیطان راوی داستان باشند. مثلاً علی موذنی روایت داستان کوتاه «خُلق تنگ ابلیس» را به شیطان یا ابلیس می سپارد و از زبان ابلیس است که ماجرای میل زلیخا به یوسف و امتناع یوسف از تن‌دادن به خواست نفسانی زلیخا، روایت می شود. ...ادامه مطلب

/ 1 نظر / 12 بازدید
مهدي

مقاله خواندني و جالبي بود. استفاده کرديم.